سوره البروج

------------------------------------
ترجمه فارسی:
سوگند به آسمان که دارای برجها و باروها است! (۱) و سوگند به روز وعده داده شده (برای حساب و کتاب و سزا و جزا)! (۲) و سوگند به هر که و هرچه گواهی دهد و به هر که و هرچه مورد گواهی قرار گیرد! (۳) نفرین بر صاحبان گودال (شکنجه) باد! (۴) گودال پر از آتش و دارای هیمه و افروزینهی فراوان. (۵) وقتی آنان بر کنارهی گودال آتش (به نظارهگری سوختن و جزغاله شدن مؤمنان) نشسته بودند. (۶) و ایشان چیزی را تماشا میکردند که بر سر مؤمنان میآوردند. (۷) شکنجهگران هیچ ایرادی و عیبی و جرمی بر مؤمنان نمیدیدند جز این که ایشان به خداوند قادر و چیره، و شایستهی هرگونه ستایشی، ایمان داشتند!! (۸) خداوندی که سلطنت و سرزمین آسمانها و زمین از آن او است، و بر هر چیزی حاضر و ناظر است. (۹) بیگمان کسانی که مردان مؤمن و زنان مؤمن را شکنجه میدهند تا از دین الهی برگردند، و سپس توبه نمیکنند و از کردهی خویش پشیمان نمیشوند، قطعاً عذاب دوزخ دامنگیر ایشان خواهد شد و همچنین عذاب آتش سوزان بهرهی آنان خواهد بود. (۱۰) مسلّماً کسانی که ایمان میآورند و کارهای شایسته میکنند، بدون شکّ باغهای بهشت از آن ایشان است که از زیر (کاخها و درختان) آن رودبارها روان است، و رستگاری و کامیابی بزرگ این است. (۱۱) بیگمان پروردگارت یورش و تاخت بردن و درهم کوبیدن و به کیفر رساندنش سخت و شدید است. (۱۲) او است که قبلاً آفرینش را آغازیده است، و او است که بعداً آفرینش را دوباره باز میگرداند. (۱۳) خدا آمرزگار و دوستدار (بندگان مؤمن) است. (۱۴) و او صاحب تخت (حکومت مطلقه بر عالم هستی) و دارای مجد و عظمت است. (۱۵) آنچه بخواهد، هرچه زودتر و باقدرت هرچه بیشتر به انجام میرساند. (۱۶) آیا خبر لشکرها و سپاهیان (کفّار) به تو رسیده است؟ (۱۷) لشکرهای فرعون و قوم ثمود؟ (۱۸) اصلاً کافران پیوسته کارشان تکذیب (حق و حقیقت) است. (۱۹) خداوند، از پشت سر، ایشان را دَور زدهاست و احاطه کرده است (و راه فراری برای ایشان باقی نگذاشته است و کاملاً مراقب اوضاع و احوالشان است). (۲۰) (این سخن سحر و دروغ نیست) بلکه این، قرآن بزرگوار و عالیقدر است. (۲۱) در لوح محفوظ جای دارد (و دست نااهلان و شیاطین و کاهنان هرگز به آن نمیرسد، و از هرگونه تغییر و تبدیل و زیاده و نقصانی برکنار و در امان است). (۲۲)
----------------------------------
ترجمه کوردی:
سوێند به ئاسمانی خاوهن ئهستیره و ههسارهی گهوره... (1) بهو ڕۆژهی که بهڵێن دراوه پێش بێت (واته ڕۆژی قیامهت)... (2) بهشایهت و شایهتی لهسهردراوه، یاخود به شایهت و بینراوهکان، (تاوانباران ئامادهن و ههرچی ئهنجامیانداوه تۆمار کراوه لهسهریان). (3) بهکوشت چن، نهفرینیان لێ بێت، ئهوانهی که چاڵیان ههڵکهند (بۆ ئیمانداران)... (4) ئاگری داگیرساو و بهتینیان تێدا کردهوه... (5) ئهو کاتهی که به دهوریدا دانیشتبوون... (6) له نزیکهوه چاودێری ئهو کارهساتهیان دهکرد که بهسهر باوهڕداراندا دههێنرێت و خۆیان له نزیکهوه سهرپهرشتیان دهکرد. (7) ئهو ڕق و داخهیان له ئیمانداران تهنها لهبهر ئهوهبوو که ئهوان باوهڕی بهتینیان دههێنا به خوای باڵادهستی شایستهی سوپاسگوزاری... (8) ئهو زاتهی که خاوهنی ههموو شتێکه له ئاسمانهکان و زهویدا، ئهو خوایهی شایهته لهسهر ههموو شتێك و ئاگای له ههموو شتێكه. (9) بهڕاستی ئهوانهی که بهڵاو ناخۆشی وتهنگانه و پیلان دژی پیاوانی ئیماندارو ئافرهتانی ئیماندار خستهکارو پاشان ههر بهردهوام دهبن و کۆڵ نادهن و پهشیمان نابنهوه سزای دۆزهخ و سزای سووتێنهر بۆ ئهوانهیه. (10) بهڕاستی ئهوانهی که باوهڕیان هێناوه و کردهوه چاکهکانیان ئهنجام داوه، باخهکانی بهههشت که چهندهها ڕووبار بهژێر درهختهکانیدا دهڕوات بۆیان ئامادهیه، ههر ئهوه خۆی له خۆیدا سهرکهوتن و سهرفرازیهکی زۆر گهوره و بێ سنوورو بێ وێنهیه. (11) بهڕاستی تۆڵهی پهروهردگارت (ئهی پێغهمبهر (صلی الله علیه وسلم)، ئهی ئیمانداران) زۆر توندو تیژ و بهزهبره. (12) بهڕاستی ههر ئهو زاتهیه سهرهتا ههموو شتێکی دروست دهکات و دوای نهمانیش دووباره دروستی دهکاتهوه. (13) ههر ئهویش زاتێکی زۆر لێخۆشبوو بهسۆزو دڵۆڤان و دڵسۆزه (بۆ ئیمانداران). (14) خاوهنی تهختی بڵند و بهرزو پایهداره. (15) ههرچی بیهوێت ئهنجامی دهدات، ههرچی بیهوێت کهس ناتوانێت دهست بهێنێته ڕێی. (16) ئایا ههواڵی لهشکرو سوپاکانت پێگهیشتووه؟ (ئهوانهی یاخی بوون له پێغهمبهران و بهرنامهی یهکخواناسی). (17) که لهشکری فیرعهون و ثموده. (18) بهڵکو ئهوانهش که بێ باوهڕ بوون تهمێ نابن بهڵکو ههر سهرگهرمی به درۆ له قهلهمدان و دژایهتی ئهم ئایین و بهرنامه و قورئانهن. (19) (بهڵام با بزانن)، دهسهڵاتی خوا له پشتیانهوه دهورهی داون له دهستی دهرناچن (20) (ئهوهی ئهوان دژایهتی دهکهن) ئهو قورئانه بهرزو بڵندو پایهدارهیه. (21) که له لاپهڕهی تایبهتی و لهسهر تابڵوی پیرۆز، پارێزراوه له (لوح المحفوظ) دا. (22)
--------------------------------
ترجمه مکارم شیرازی:
سوگند به آسمان که دارای برجهای بسیار است، (۱) و سوگند به آن روز موعود، (۲) و سوگند به «شاهد» و «مشهود»! [«شاهد»: پیامبر و گواهان اعمال، و «مشهود»: اعمال امّت است] (۳) مرگ بر شکنجهگران صاحب گودال (آتش)، (۴) آتشی عظیم و شعلهور! (۵) هنگامی که در کنار آن نشسته بودند، (۶) و آنچه را با مؤمنان انجام میدادند (با خونسردی و قساوت) تماشا میکردند! (۷) آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند؛ (۸) همان کسی که حکومت آسمانها و زمین از آن اوست و خداوند بر همه چیز گواه است! (۹) کسانی که مردان و زنان باایمان را شکنجه دادند سپس توبه نکردند، برای آنها عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان است! (۱۰) و برای کسانی که ایمان آوردند و اعمال شایسته انجام دادند، باغهایی از بهشت است که نهرها زیر درختانش جاری است؛ و این نجات و پیروزی بزرگ است! (۱۱) گرفتن قهرآمیز و مجازات پروردگارت به یقین بسیار شدید است! (۱۲) اوست که آفرینش را آغاز میکند و بازمیگرداند، (۱۳) و او آمرزنده و دوستدار (مؤمنان) است، (۱۴) صاحب عرش و دارای مجد و عظمت است، (۱۵) و آنچه را میخواهد انجام میدهد! (۱۶) آیا داستان لشکرها به تو رسیده است، (۱۷) لشکریان فرعون و ثمود؟! (۱۸) ولی کافران پیوسته در تکذیب حقند، (۱۹) و خداوند به همه آنها احاطه دارد! (۲۰) (این آیات، سحر و دروغ نیست،) بلکه قرآن باعظمت است... (۲۱) که در لوح محفوظ جای دارد! (۲۲)
----------------------------------
ترجمه اردو:
بۇرۇجلارنىڭ ئىگىسى بولغان ئاسمان بىلەن، قىيامەت كۈنى بىلەن، جۈمە كۈنى بىلەن، ھارپا كۈنى بىلەن قەسەمكى (1–2) بۇرۇجلارنىڭ ئىگىسى بولغان ئاسمان بىلەن، قىيامەت كۈنى بىلەن، جۈمە كۈنى بىلەن، ھارپا كۈنى بىلەن قەسەمكى، (3) ئورەكلەرنىڭ ئىگىلىرىگە لەنەت بولسۇن (4) ئۇ ئورەكلەر لاۋۇلداپ تۇرغان ئوتلار بىلەن تولدۇرۇلغان ئىدى (5) ئەينى ۋاقىتتا ئۇلار ئورەكلەر ئۈستىدە ئولتۇرۇپ ئۆزلىرىنىڭ مۆمىنلەرگە قىلىۋاتقان ئىشلىرىنى كۆرۈپ تۇراتتى (6) ئەينى ۋاقىتتا ئۇلار ئورەكلەر ئۈستىدە ئولتۇرۇپ ئۆزلىرىنىڭ مۆمىنلەرگە قىلىۋاتقان ئىشلىرىنى كۆرۈپ تۇراتتى، (7) ئۇلار مۆمىنلەرنى پەقەت غالىب، مەدھىيىگە لايىق اﷲ قا ئىمان ئېيتقانلىقلىرى ئۈچۈنلا يامان كۆردى. ئاسمانلارنىڭ ۋە زېمىننىڭ پادىشاھلىقى اﷲ قا خاستۇر. اﷲ ھەممە نەرسىنى كۆرۈپ تۇرغۇچىدۇر، (8) ئۇلار مۆمىنلەرنى پەقەت غالىب، مەدھىيىگە لايىق اﷲ قا ئىمان ئېيتقانلىقلىرى ئۈچۈنلا يامان كۆردى. ئاسمانلارنىڭ ۋە زېمىننىڭ پادىشاھلىقى اﷲ قا خاستۇر. اﷲ ھەممە نەرسىنى كۆرۈپ تۇرغۇچىدۇر (9) مۆمىن ئەر ۋە مۆمىن ئاياللارغا زىيانكەشلىك قىلغاندىن كېيىن كۇفرىدىن قايتمىغانلار، شۈبھىسىزكى، جەھەننەمنىڭ ئازابىغا دۇچار بولىدۇ، ئۇلارغا ئوت بىلەن ئازاب قىلىنىدۇ (10) ئىمان ئېيتقان ۋە ياخشى ئەمەللەرنى قىلغانلار، شۈبھىسىزكى، ئاستىدىن ئۆستەڭلار ئېقىپ تۇرىدىغان جەننەتلەرگە سازاۋەر بولىدۇ. بۇ چوڭ بەختتۇر (11) پەرۋەردىگارىڭنىڭ جازاسى شەك - شۈبھىسىز قاتتىقتۇر (12) اﷲ (خالايىقنى) ھەقىقەتەن يوقتىن بار قىلىدۇ (يەنى ئۆلگەندىن كېيىن ئۇلارنى) تىرىلدۈرىدۇ (13) اﷲ (مۆمىن بەندىلەرنىڭ گۇناھىنى) مەغپىرەت قىلغۇچىدۇر. (ئۇلارنى) دوست تۇتقۇچىدۇر، (14) ئەرشنىڭ ئىگىسىدۇر، ناھايىتى ئۇلۇغدۇر، (15) خالىغىنىنى قىلغۇچىدۇر (16) (ئى مۇھەممەد!) سەن لەشكەرلەرنىڭ - پىرئەۋن ۋە سەمۇدنىڭ قىسسىسىدىن خەۋەر تاپتىڭمۇ؟ (17–18) (قۇرەيش مۇشرىكلىرى ئاشۇ كاپىرلارغا نازىل بولغان ئازابتىن ئىبرەت ئالماي) داۋاملىق ئىنكار قىلىشىۋاتىدۇ (19) اﷲ كاپىرلارنىڭ ئەتراپىنى قورشاپ تۇرغۇچىدۇر (20) بەلكى (ئۇلار ئىنكار قىلغان نەرسە) لەۋھۇلمەھپۇزدا ساقلانغان ئۇلۇغ قۇرئاندۇر (21–22)
----------------------------------
﴿ سوره بروج ﴾
مکی است و داراي (22) آيه است.
وجه تسميه: اين سوره بهسبب افتتاح با سوگند خداوند به آسمان داراي برجها، «بروج» ناميده شد.
فضيلت آن: از ابوهريره روايت شدهاست كه فرمود: رسول خدا ص در نماز عشاء سوره «بروج» و ﮋ ﭑ ﭒ ﮊ را ميخواندند. شايان ذكر است كه هدف از نزول اين سوره، دلجويي رسول اكرم ص و ياران و پيروانشان در برابر ايذاء كفار است؛ با بيان اين حقيقت كه كافران امتهاي پيشين نيز مانند مردم مكه در برابر دعوتهاي الهي ستيزهگر و در تكذيب حق با هم يكسان بودهاند، مانند اصحاب اخدود در يمن، فرعون، قوم ثمود و ديگران؛ اما خداي عزوجل از آنان انتقام گرفت زيرا آنان در قبضه قدرت وي قرار داشتند پس همينگونه از منكران عنود و ستيزهگر با دين اسلام نيز انتقام ميگيرد چرا كه آنان نيز در قبضه قدرت وي قرار دارند.
سبب نزول اين سوره كه بر محور اصحاب اخدود دور ميزند، بهطور موجز اين بود: به يكي از شاهان كفار يهودي بهنام زرعهبنتبان اسعد حميري معروف به ذونواس خبر رسيد كه بعضي از رعايايش به دين نصرانيت ايمان آوردهاند پس با لشكرياني از قبيله حمير به سراغ ايشان رفت و چون ايشان را دستگير كرد، ميان اينكه يهودي شوند يا در آتش سوزانده شوند، مخيرشان نمود اما آن مؤمنان آتش رابرگزيدند. سپس گودالهايي بركند و در آنها آتش افروخت آنگاه به ايشان گفت: هر كس از شما كه از دين خويش برگردد، او را رها ميكنيم و هر كس كه برنگردد، او را در اين آتش ميافگنيم. آن مؤمنان شكيبايي و پايداري ورزيدند و سرانجام ايشان را در آتش افگندند در حالي كه آن پادشاه ستمگر با ياران خود نظارهگر اين صحنهها بود. نقل است كه: دوازده، يا بيست، يا هفتاد هزار تن از آن مؤمنان به قتل رسيدند. گفتني است كه ذونواس آخرين پادشاه حميري و به قول ابنكثير مشرك بود.
ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ
«سوگند به آسمان داراي برجها» مراد از برجها، ستارگان عظيم است. بهقولي: مراد منازل سيارگان دوازدهگانه است كه داراي دوازده برجاند و خورشيد هر يك از آنها را در يك ماه ميپيمايد زيرا شش برج از برجهاي خورشيد در شمال خط استوا و شش برج در جنوب آن قرار دارد، برجهايي كه در شمال آن قرار دارد، عبارت است از: حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد و سنبله. و برجهايي كه در جنوب آن قرار دارد، عبارت است از: ميزان، عقرب، قوس، جدي، دلو و حوت. گفتني است كه خورشيد سه برج اول شمالي را در سه ماه طي ميكند كه همانا فصل بهار است، سه برج ديگر را در سه ماه ديگر طي ميكند كه فصل تابستان است. همچنين سه برج اول جنوبي را در سه ماه كه فصل خزان است طي ميكند و سه برج دوم جنوبي را در سه ماه ديگر طي ميكند كه فصل زمستان است. ولي ماه هر يك از آنها را در دو يا سه روز ميپيمايد پس ماه داراي بيستوهشت منزل است و دو شب را هم پنهان ميماند.
اما اگر مراد از «بروج» ستارگان بزرگ باشد، بايد گفت كه اين ستارگان از تحت حصر و شمار بشر بيرونند. اين ستارگان نسبت به زمين در ابعاد و مسافتهاي هولناكي قرار دارند بهطوري كه نور برخي از آنها بعد از يك و نيم ميليون سال نوري به زمين ميرسد با علم به اينكه سرعت حركت نور، سيصدهزار كيلومتر در ثانيه است.
ﭕ ﭖ ﭗ
«و سوگند به روز موعود» يعني: روزي كه تحقق آن وعده داده شده است؛ و آن روز قيامت ميباشد.
ﭘ ﭙ ﭚ
«و سوگند به شاهد و مشهود» مراد از شاهد كساني از خلايقاند كه در راه خدا كشته شدهاند و در روز قيامت گواهي ميدهند و مراد از مشهود، جرايم و جنايات زشت و هولناكي است كه مجرمان عليه گواهان مرتكب شدهاند و گواهان عليه مجرمان بدانها گواهي ميدهند؛ چنانكه در داستان اصحاب اخدود آمده است. به قولي: شاهد روز جمعه است كه بر هر عملكنندهاي به آنچه كه در آن عمل كرده است، گواهي ميدهد و مشهود روز عرفه است كه مردم در آن شاهد مراسم حجاند و فرشتگان در آن حاضر ميشوند. يا مراد از مشهود: عجايب و شگفتيهايي است كه مردم در روز قيامت ميبينند. و جواب قسم محذوف است كه آيه بعد بر آن دلالت ميكند:
ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ
«هلاك شدند اصحاب اخدود» يعني: آنها مورد لعنت قرارگرفتند. گويي فرمود: سوگند به اين چيزها كه آنان ملعونند. اصحاب اخدود، صاحبان گودال پرآتشي بودند كه گروهي از مؤمنان نجران يمن را در آن افگندند چنان كه گذشت. اخدود: گودال و خندق مستطيلي است كه در زمين كنده شده است و جمع آن اخاديد است.
ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ
«همان آتش داراي هيزم بسيار» وقود: هيزمي است كه بدان آتش برافروخته ميشود.
ﭣ ﭤ ﭥ ﭦ ﭧ
«آنگاه كه آنان بالاي آن گودال نشسته بودند» يعني: مورد لعنت قرار گرفتند آنگاه كه گرداگرد آن گودال بر صندليها نشسته و نظارهگر سوختن مؤمنان بودند.
ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ
«و آنان» يعني: آن پادشاه كافر و يارانش كه گودال را كنده و آن را از آتش پر كردند؛ «به آنچه با مؤمنان ميكردند» از افگندنشان در آتش «گواهي ميدهند» در روز قيامت. پس زبانها، دستها و پاهايشان عليه آنان گواهي ميدهد. يا آنها شاهد و ناظر اين عمل خود با مؤمنان بودند و تماشاي اين صحنه فجيع، نشاندهنده تمايلشان به ديدن عذاب مؤمنان بود.
ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ
«و بر آنان عيب نگرفتند، جز اين كه به خداوند غالب ستوده ايمان آورده بودند» پس در واقع، گناه يا عيب يا جرمي در ميان نبود و عيب ايشان به پندار آنها همين ايمان آوردنشان به حق بود.
ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ
«همان خدايي كه فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست» پس هر كس داراي چنين شأن و شوكتي باشد، قطعا او شايسته آن است كه بندگان به وي ايمان آورده و او را به يگانگي مورد پرستش قرار دهند «و خداوند بر همه چيز گواه است» و از جمله به عملكرد آنان با مؤمنان؛ پس چيزي از اعمالشان بر او پنهان نميماند. البته اين وعيدي سخت براي گودال افروزان و وعدهاي نيك براي مؤمناني است كه بهخاطر دين خود مورد عذاب قرار گرفتند.
ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ
«همانا كساني كه مردان و زنان مؤمن را عذاب كردند» يعني: ايشان را در آتش سوزانده و در دينشان مورد آزار قرار دادند تا از آن برگردند؛ و هيچ انتخاب ديگري جز اينكه به خداي سبحان كفر ورزند در برابر ايشان قرار ندادند «سپس توبه نكردند» از اين عملكرد زشت و بازنگشتند از كفر و آزار و رفتار ناپسند خويش؛ «پس براي آنان است عذاب جهنم» در آخرت بهسبب كفرشان «و براي آنان است عذاب سوزان» يعني: براي آنان عذابي ديگر افزون بر عذاب كفرشان است كه اين عذاب، عذاب سوزان ميباشد؛ بهسبب حريق سوزاني كه براي مؤمنان برپا كردند. حسن بصري: ميگويد: «بنگريد بهسوي بحز بيكران جود و كرم پروردگار متعال؛ در حاليكه آنها دوستانش را كشتند اما او بازهم آنان را بهسوي توبه و مغفرت فراميخواند».
ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ
«بيگمان كسانيكه ايمان آورده و كارهاي شايسته كردهاند» كه از جمله آنان كساني اند كه بر آتش افروخته آن گودالها صبر و شكيبايي كرده و بر دين خود پايدار ماندند و به شرك و كفر بازنگشتند؛ «ايشان را بوستانهايي است كه جويباران از فرودست آن جاري است» بهسبب ايمان و كردار شايستهشان «اين» چيزي كه ذكر شد؛ «رستگاري بزرگ است» كه هيچ فوز و فلاحي با آن برابر نيست و هيچ رستگاري و نعمتي با آن قابل مقايسه نميباشد.
اين آيه دلالت ميكند بر اينكه: به كسي كه بر كفر مجبور ساخته ميشود، سزاوارتر اين است كه در برابر هرگونه تهديدي پايداري نمايد و شكيبايي ورزد، هر چند براي وي گفتن كلمه كفر نيز رخصت است. روايت شده است كه مسيلمه كذاب دو تن از اصحاب رسول خدا ص را دستگير كرد و به يكي از آنها گفت: آيا گواهي ميدهي كه من رسول خدا هستم؟ آن صحابي گفت: آري! پسمسيلمه او را رها كرد. سپس به صحابي ديگر نيز چنين گفت ولي آن صحابي در پاسخش فرمود: نه، من چنين گواهياي در مورد تو نميدهم بلكه تو دروغگويي بيش نيستي! پس مسيلمه آن صحابي را كشت. چون خبر اين واقعه به رسول خدا ص رسيد، فرمودند: «آن كس كه مسيلمه رهايش كرد، به رخصت عمل نمود و بنابراين، هيچ پيامدي بر وي نيست ولي آن كس كه كشته شد، به فضيلت عمل كرد بنابراين، (اين فضيلت) بر او گوارا و مبارك باد».
ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ
«بيگمان عذاب پروردگارت سخت سنگين است» يعني: عذاب الهي بر كساني كه نافرمانياش ميكنند مضاعف و سهمگين است، مانند اين ستمگران و مستبداني كه داستانشان گذشت. بطش: گرفتن همراه با خشونت و شدت است و چون خود آنكه مفيد معناي شدت است، باز به شدت وصف شود، بيانگر آن است كه در نهايت سختي و سهمگيني است.
ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ
«همانا او آفرينش را آغاز ميكند و باز ميگرداند» يعني: از قوت و قدرت تامه حق تعالي اين است كه خلق را اولا در دنيا ميآفريند و باز آنان را بعد از مرگشان دوباره زنده ميكند.
ﮮ ﮯ ﮰ ﮱ
«و اوست آن آمرزنده دوستدار» يعني: حق تعالي از گناهان بندگان مؤمنش درگذشته و آن را ميپوشاند و ايشان را بدان گناهان رسوا نميسازد و او بسيار دوستدار فرمانبرداران و اوليائش ميباشد. يا او خود دوست داشتني است.
ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ
«اوست صاحب عرش، گراميقدر است» يعني: حق تعالي پروردگار عرش بزرگ و صاحب مجد و بزرگي است. مجد: نهايت كرم و فضل است و مجد حق تعالي، علو و عظمت اوست.
ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ
«فعال مايريد است» يعني: حق تعالي هر چه را بخواهد انجام ميدهد و هيچ چيز او را عاجز نميگرداند، حكم او را هيچ پيجويي نيست و از آنچه انجام دهد، مورد پرسش قرار نميگيرد.
ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ
«آيا داستان لشكرها به تو رسيدهاست؟» يعني: اي محمد ص! آيا خبر و داستان گروههاي كافري كه تكذيب كننده پيامبرانشان بودهاند، به تو رسيده است همان پيامبراني كه گروههاي كافر براي مبارزه و نبرد عليه آنان لشكرها گرد ميآوردند؟ هدف از طرح اين موضوع، دلجويي از رسول خدا ص است و اينكه ميبايد در برابر تكذيب قوم خود صبر و شكيبايي پيشه كنند چنان كه پيامبرانپيشين صبر كردند.
ﯠ ﯡ ﯢ
خبر «فرعون و ثمود» مراد از خبر آنان، كفر و عنادي است كه از آنان روي داد و عذابي است كه بر آنان فرود آمد. مراد از فرعون؛ خود او و لشكريانش هستند. يعني: لشكرهايي كه در آيه قبل ذكر كرديم، همينها بودند.
ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ
«بلكه كافران در انكارند» يعني: بلكه اين گروه مشركان عرب در مورد رسالتت و دعوت حقي كه آوردهاي، در انكار و تكذيب سختي قرار دارند پس اينان از كفار پيشين عبرت نگرفتند چرا كه بيپروا راهشان را دنبال ميكنند. مراد اين است كه: حال كفار قريش از حال امتهاي كافر پيشين تعجب برانگيزتر است زيرا كفار قريش هم داستانهاي امتهاي پيشين را شنيدهاند و هم آثار و نشانههاي بر بادي و هلاكت آنان را ديدهاند اما با اين وجود، تكذيبي سختتر از تكذيب و انكار آنان را در پيش گرفتند.
ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ
«و خداوند از گرداگرد آنان محيط است» يعني: او تواناست بر اينكه به آنان همانند عذابي را كه بر گروههاي كافر پيشين فرود آورد، فرود آورد.
ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ
«بلكه اين قرآني» كه كافران تكذيبش كردند، قرآني «مجيد است» و در نهايت شرف، كرامت و بركت ميباشد پس چنانكه آنان ميگويند؛ قرآن شعر و كهانت و سحر نيست.
ﯳ ﯴ ﯵ ﯶ
«در لوحي محفوظ است» يعني: قرآن در لوح محفوظ كه كتاب مادر (امالكتاب) است نوشته شده، لوحي كه از دسترس شيطان محفوظ و مصون ميباشد. پس هرگاه قرآن داراي چنين شأن و جايگاهي است، ديگر چگونه كافران آن را انكار و شكاكان در آن شك ميورزند.
بسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ